تبلیغات
شهرستان سردشت.-.-.سردشت90
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

شهرستان سردشت.-.-.سردشت90
 
اخبارسردشت،تصاویرسردشت،مشکلات سردشت،کورد،زبان کردی

به وبلاگ من خوش آمدید
 


8zjb05hcx3oymt4j17m.jpg

خالق محمدپوری

کارشناش مدیریت بازرگانی

                                جوابیه ای به مصاحبه آقای پرویز کردوانی


( پرویز کردوانی : ... و انتقال آب زاب کوچک به دریاچه ی ارومیه چندین مزیت را دارد که مهترین آنها دائمی بودن این رودخانه است و همینطورعدم نیاز به این آب در دیگرنقاط کشور .با انتقال آب جایی خشک نمیشود و زاب کوچک هیچ مدعی ندارد) خبرگزاری مهر

آری زاب هیچ مدعی ندارد ؟!؟! به همین سادگی...رودخانه زاب کسی را ندارد؟!؟ پس ( کس ) از منظر شما چه کسانی هستند ؟ مردم باید چه ویژگی هایی را داشته با شند، تا ( کس ) مورد نظر شما باشند ؟ پس روستائیان و کسانی که درحوضه ی این رودخانه ساکن هستند ( کس ) نیستند ؟ دامی که از این آب استفاده میکند، کشاورزی که به این آب وابسته است، فعالیت سد سازی بزرگ کولسه که از ماسه ی استخراجی آن بهره می برد چی؟!؟

_ما در اینجا قصد داریم که گذری اجمالی داشته باشیم برفرمایشات آقای پرویز کردوانی که اخیراً ایراد نموده اند اشاره میکنم که با خبر گزاری مهر گفتگو کرده اند.

شما صراحتا گفتید که ( انتقال آب رود ارس خیانتی است بزرگ به مردم آن منطقه اما انتقال آب زاب به دریاچه ی ارومیه هیچ ایرادی ندارد ) از اندیشمندی چون شما ارائه نظرات این چنین متعصبانه بعید است .

شما گفتید که ( کارشناسان 14 سال است که به دنبال راه حل برای این مساله هستند اما من با 14 روز آن را به پایان میرسانم.) من هم موافقم .البته اگر فقط بخشی از جامعه را ( کس ) محسوب کنید بعید نیست که با 14 ساعت هم مشکل را حل نمایید . شاید اگر شیرفرهاد*هم در این صحنه حضورداشت و دانش داد و بیداد می کرد اما ...

یا این که جای تعجب دارد که شما در هیچ یک از نوشته ها و صحبت هایتان به آینده سد بزرگ کولسه و گرژال اشاره ننموده اید یا شاید اینکه آنها نیز از منظر شما سد به حساب نمی آیند.

آقای پرویز کردوانی آیا شما موافق طرح خشک کردن دومین رود خانه ی بزرگ کشور هستید یا خیر؟ آیا فکر نمی کنید این راهکار شما تنها ازچاله به چاه افتادن است و بس؟

خوانندگان گرامی، جالب است بدانید که انتقال رود خانه ی ارس به دریاچه ارومیه هم نزدیک تر و هم به صرفه تر است اما با این حال هم باز انتقال آب رود خانه که لوی در اولویت قرار دارد و برای ارس حتی هزینه ی تحقیقاتی نیز اختصاص داده نشده است .

آقای کردوانی در پاسخ به این پرسش که از سال 2012 میلادی احداث سد بر رودخانه های بین المللی ممنوع است گفته اید : ( می توان برای جلو گیری ازاین مشکل سد را در تنگه ی گرژال بین سردشت و پیرانشهر ساخت و دراین حالت هیچ اشکال قانونی وجودندارد.) حال باید از شما پرسید که به نظر شما فلسفه ی تدوین چنین قوانینی از سوی مراجع بین المللی چیست؟ آیا هدف این قانون حفظ وضعیت اکوسیستم موجودی و جلو گیری از خشک شدن دریاها وعواقب بسیار خطرناک بعداز آن نیست؟محلی را که شما برای احداث سد انتخاب نمودید منجر به خشک شدن رود خانه ی که لوی ( زاب ) می شود .

آیا به نظر شما این کار دور زدن قانون نیست ؟

باید به استحضار خوانندگان برسانم که دریاچه ی ارومیه دومین دریاچه ی شور جهان است که گونه های آبزی منحصر به فردی را در آن میتوان یافت .

حال تصور کنید آبزی مانند آرتمیا که نیازمند آبی است که باید درآن برابر 180تا 240 گرم بر لیتر نمک وجود داشته باشد،چه طور میتواند با آب شیرین رود زاب زندگی کند پس یا باید این آبزیان این چنین کم نظیر از بین بروند یا باید این بار به جای اینکه از دریاچه ی ارومیه نمک برداشت کنند باید برای شور کردن آن نمک وارد کشور کنیم. واز طرف دیگر گونه های موجود در رودخانه ی زاب هم نمی توانند در آب شور دریاچه ی ارومیه زندگی کنند ونتیجتااین به معنی به هم زدن وضعیت اکوسیستم است و بس.

شما به این دلیل انتقال آب رود ارس را نپسندید که انتقال آن منجر به کمبود آب در آن منطقه می شود و این خیانت بزرگی به مردم آنجاست . در پاسخ باید بگویم که انتقال آب فقط در یک مکان باعث کمبود آب نمی شود، فرقی نمیکند که از ارس باشد یا از زاب یا از خلیج فارس ؛ از هرکجا آب انتقال داده شود خیانت بزرگ به مردم همانجا نیز هست و منجر به کمبود آب در آن منطقه هم می شود. پس انتقال آب فقط از رود ارس زیان بار نیست.جای سوال است که سد صد و چند متری کولسه در 6 سال آینده به بهره برداری میرسد این در حالی است که زمان بهره برداری از طرح انتقال آب از رود زاب به دریاچه ارومیه نیز در6 سال آینده می باشد. چه تناقض نا به جایی...

گذشته از همه ی این مسائل آقای کردوانی در تاریخ 17 شهریور 90 در برنامه ی داغ سبز که مناظره ای بین ایشان و خانم مهندس فاطمه مظفرنژاد بود، نظرات خود را ارائه دادند ؛ اما بعد از این که خام ظفرنژاد پیشنهاد ایشان را نقد کرد ناگهان آقای کردوانی در وسط برنامه ی زنده عصبانی شد واز استودیو خارج شد و نتوانست از طرح پیشنهادی خود دفاع کند .جالب است بدانید که موضوع این برنامه با پیشنهاد ایشان بوده است .

و اما در نهایت، درست است که انتقال آب زاب به دریاچه ی ارومیه شروع شده است و برای حامیان طرح،پیشرفت فیزیکی رضایت بخشی را نیز داشته است. اما جناب پرویز کردوانی با احترام کامل به اندیشه و نظر شما باید بگویم که اگر مردم حوضه ی ارس دچار مشکل می شوند بی گمان مشکلات برای مردم حوضه ی رود خانه ی که لوی(زاب) چند برابر خواهد بود، زیرا این منطقه مرزی است و هیچ گونه منبع درآمدی را ندارد که به آن امید داشته باشند . البته اگر بحث بر سر مشکلات مردم است.

اگر خشک شدن دریاچه ی ارومیه معضلی است بزرگ ما هم میگوییم آری و شدیداً هم از این بابت ناراحت هستیم. اما برای حل این مشکل نباید مشکلی حاد تر را به وجود آوریم.

امروز دیگر تفکرات متعصبانه وبدون کارشناسی برای هیچ کس قابل قبول نیست و البته نتیجه مطلوبی را هم ندارند همانند سدسازی بر رودخانه های دریاچه که امروز باید افراد بیگناه تاوان این اشتباهات کارشناسان نه چندان کارشناس را بدهند.در آینده ای نزدیک متاسفانه شاهد خشک شدن رودخانه ی زاب خواهیم بود.وآنگاه افرادی چون پروفسورکه حامی این طرح بدون آینده نگری هستند باید پاسخگو باشند.در پایان از تمامی افراد متخصص در این حیطه خصوصا دانشجویان مربوط به این بحث میخواهم که سکوت اختیار نکنند ؛ودر این مورد نظرات کارشناسانه ی خود را البته بدون هیچ گونه تعصبی ارایه نمایند باشد که کمترین وظیفه ی خود رابه جا آورده باشیم .





طبقه بندی: اخبار سردشت،  مقالات،  مشکلات جامعه ما، 
تاریخ 1391/04/30 توسط خبرگزاری sardasht90

کاش 7تیر بوی غذای سوخته نمی آمد

  kqvz2lre6z8drpmugij9.jpg

خالق محمدپوری

کارشناس مدیریت بازرگانی      


_گاهی میگم کاش تیری نداشتیم7تیری را نمی داشتیم اما مگر می شود 7تیر را نداشته باشیم.کاش لااقل7تیر1366 نمی آمدیعنی فردای آن روز نمی آمد یعنی آنروزهم شب می بود. آن بوی غریب به مشام کودکان روی گهواره نمی رسید آن بوی ناآشنا به مشام مادرانی که در کنارفرزندانشان لالایی می خواندند نمی رسید.مادری که انتظارپایین آمدن کودک را از روی گهواره میکشد وبرایش آرزوهایی درسر دارد.کاش آن روز را نمی دیدیم که کودک اجباراُ پستان مادر را رها کند وبه جای آن بویی را وارد سینه اش کند که در واقع بوی مرگ است.آری مرگ،آخر مرگ به چه دلیلی؟من که داشتم شیر مامان را می خوردم.من که روی گهواره ام لالای مامان را گوش می دادم .من که داشتم با زندگی نازندگی ام سر می کردم.که شب و روز فقط مدتی فرصت می کردم روی گهواره ام باشم جای من اینجاست،جای من روی کول مادرم نیست ره من این نیست که هر روز صبح ازترس جانگیرکوچولو(گلوله بد جنس) و کوچکتر از خودم هر روز روی دوش مادر سوار و به کوهها پناه برم.من خدا رادارم جان من را خدا داده وجان من را خدا از من میگیرد.پس چرا هر روز به کوهها پناه برم کوهها که خدا نیستند.جای من گهواره ام است.من گهواره ام را میخواهم من دوست دارم از گهواره ام پایین نیایم،پس خدایا گهواره ام را از من مگیر.چه شیرین است اندک خواب در گهواره.تازه از ترس جانگیر کوچولو که طبق معمول به کوهها پناه برده بودیم برگشتیم .خسته ام،تمام روز را روی دوش مادر بودم.آه مادر چه لفظ زیبایی (مادر).هوا تاریک شده است در امانیم. جانگیر کوچولو ما را پیدا نمی کند.اخر هوا تاریک است و ما هم چراغ را روشن نمی کنیم.پس مدتی در امانیم از دست جانگیر کوچولوی بدجنس.امشب هم میخوابم من در گهواره و مادر در کنار گهواره.خسته ام شیر نمی خورم آخرخواب از شیر مادر گوارا تر است لااقل امشب که این طور است.فردا 7 تیر است.آه چه خواب شیرینی. اما نمی دانم چرا احساس عجیبی دارم.امشب فرشته های شب من غمگینند نمی دانم چرا؟فرشته ها با من قهرند نمی دانم چرا؟همه گوشه گیر و گریان،نمی دانم چرا؟عصبی شدم از دست فرشته هام ناگهان بر سرشان فریادی کشیدم:چه اتفاقی افتاده چرا کسی حرفی نمی زند گریه برای چیست؟مگرقراراست قیامت بیاید؟.یکی برخواست و گفت سرورم شیون ما برای هفت تیر توست،برای فردای تو میگرییم وبس.سپس از روئیایم بیرون رفت ودیگر فرشته ها هم به دنبال او.فریادزدم فرشته ها فرشته هااااااا  آما کو گوش شنوا.کسی جوابم را نداد.ناگهان از خواب پریدم و هوس لالایی مادر به سرم زد هنوز نقی از دهن خارج نشد که مادر شروع بکار شد لا لا لا ....  . اخر من و مادرم خوب زبان همدیگر را می فهمیم قبل از نق زدن شروع به کار می شود.با خود فکر کردم مگر فردا قرار است چه اتفاقی بیفتد که همه فرشته هام پریشانند؟!؟ آری فهمیدم لابد فردا جانگیرکوچولودر کوهها پرسه می زند وقرار است آنجا مارا پیدا کند اما این که کاری ندارد خوب فردا ما در شهر می مانیم بگذار آنقدر آنجا دنبال مابگردد تا جان دهد ؟فردا در شهرمان سردشت می مانیم.اماخدایا چرا امشب من هم همانند فرشته هام عوض شده ام؟حواسم سر جایش نیست؟

_صبح است و مادر خود را آماده میکند برای رفتن به کوه.اما من نمیگذارم چون جان من و مادر در خطر است.تا مادر من را برمی داشت گریه میکردم و مجبور می شد من را روی گهواره ام تکان ندهد.نیم ساعتی با هم کلنجار رفتیم آخرش عصبانی شدو من را رها کرد وگفت امروز مریضی ناخوش احوالی اینجا می مانیم.پس نقشه ام عملی شد.سر جانگیرکوچولو را کلاه گذاشتیم جانگیر کوچولو امروز در دره ها جان می دهد.چه خوش خبری.

_بعد از ظهر است خیر عصر است.مهم نیست چه وقت است.صدایی می آید صدایی سهمگین آری،صدای جانگیر کوچولو می آید واااااااای خدای من جانگیر کوچولو که باید امروزدر کوهها باشد اینجا چه میکند؟؟پس من اشتباه کردم.آری صدایش در تمام کوچه های شهر می آید در اکثر کوچه ها پرسه زدو جان چندین تن را گرفت ورفت.اما من را پیدا نکرد من و مادرم را.پس ما زنده ایم.پس هاهاهاها.... که ما زنده ایم.جانگیرکوچولو براستی توخنگی نتوانستی ما راپیدا کنی.پس نفس راحتی را میکشم.نفسی عمیق ،عمیق تر از چاههای عمیق باغداران.اما نفس بدی بود بوی هوای پاک سردشت نبود بوی هوای تصفیه شده ی بلوط های سردشت نیست بوی نا آشنایی می آید.یعنی این بوی چیست؟

_آهااااان فهمیدم بوی چیست؟لابد مادرم برای خودغذا پخته وغذا روی اجاق است اما رفته لباسهای من را بشوید وغذایش سوخته پس بوی غذای سوخته می آید.بیچاره مادر،این همه زحمت می کشی و غذایت هم می سوزد به خاطر من اما فردا که از گهواره پایین آمدم .....  .مادرم شرمنده ام.اما سابقه نداشته غذای مادر من بسوزد.پس موضوع چیست؟ فرشته های شب من هم که آمدند.اما فرشته های شب من اینجا چه می کنند؟الان که روز است.یا شاید امروزشب است؟اماچرا باز هم گریه می کنند؟بازهم گریه.بازهم ازدستشان ناراحت شدم.بازهم فریاد کشیدم:چرا گریه می کنید؟اما این بار جواب دیگری به من دادند.در جواب گفتند: برای امروزتو می گرییم،برای بوی سوخته ی غذاگریه می کنیم .برای بوی نا آشنای امروزی برای بوی خردل.برای هفت تیرسیاه.یکهو نفسم گرفته شد احساس سرگیجه می کردم احساسی که تا امروز آن را تجربه نکرده بودم.مادرم پریشان احوال وارد اتاق شدو کنار گهواره افتاد.سپس به زحمت در کنار من نشست وضعیت اون بدتر از من بود.گفت فرزندم:چه شده ؟از فرشته هایت بپرس چه اتفاقی دارد می افتد.مدتی همدیگر را نگه کردیم بعد من را در آغوش گرفت وبازهم خواست به کوهها برود.آری فهمیدیم موضوع چیست.این که پرسیدن ندارد.مسئله مسئله مرگ است.مرگ.چه کلمه ترسناکی.ترسناک برای من برای کودک زگهواره.آخر قبل از مرگ کارهایی دارم می خواهم غذایی را برای مادرم درست کنم اما قول می دهم که نمی گذارم بسوزد.آنهم قول مردونه.می خواهم از گهواره پایین بیایم و تا گور دانش بجویم.مثل کودکانی که فرشته هام برایم تعریف کرده بودند.آخرآنها میگفتند در جایی از همین دنیا کودکانی هستند که روزها هم مثل شب ها در خانه هایشان هستند و جانگیر کوچولو با آنها کاری ندارد. من که زیاد باور نکردم اما شایدهم درست باشد.

آری هردو مطمئن شدیم که رودر روی مرگ هستیم.اما چه جور مرگی این مهم است.مرگ با بویی نا آشنا.از کوههایی که جان مرا نجات ندادند بدم می آید چون آنها خدانبودند.مرگ با بوی غذای سوخته ای که غذای مادرم هم نبود.از این بو بدم می آید.از غذا هم واز کدبانوی بد این غذا.آخ شرم آور است.برای کسی که این غذا را پخته روی اجاق گذاشته و شعله آن را کم نکرده است.آخر این بو جان من ومادرم را میگیرد.آری این همان بوی خردلی بود که یکی از فرشته هایم بر زبان آورد.خردل؟واژه ی ناآشنایی است.حتما خردل اسم نوعی میخک است.آخر مادرم همیشه بوی میخک می دهد.ما بوی میخک خیلی بهتر از خردل است.کاش بوی خردل هم مثل بوی میخک بود.چه بد غذایی چه بد بویی. پس پدر جان آماده باش که آمدیم تا تو را از غریبی در بیآوریم.آری پدر جان من ومادرم به جمع شما و دوستانت پیوستیم.ما هم آمدیم تا برای همیشه زنده باشیم برای همیشه آخر خدا این راگفته.پس فهمیدم دل شوره و شیون فرشته ها برای چه بود.کاش اشک فرشته هام در نمی آمد.کاش اشک مادر قبل از مرگ درنمی آمد.کاش 7تیر نمی آمد.کاش آن روز هیچ بویی نمی آمد.نه بوی بد نه بوی خوب اما .... .

مادرم من را درآغوش گرفت تا فرار کنیم اما به کوهها می رسیم؟

_سرعت مادرخیلی زیاده اولین روزاست که بااین سرعت فرار می کند.ولی میگن عجله کار شیطانه.آخ ...مادرم خورد زمین.فکر کنم مادربرای آخرین باربرزمین بوسه زد.آخرمعولا مادرشب وروز سی وچهاربارزمین را بوسه می زد.پس بااین حساب آخرین بوسه من هم خواهد بود.چه بوی بد وغلیظی می آید.خدا جون قبل از اومدن پیش تواز تو میخواهم هیچ وقت دستور آشپزی را به کدبانوهای بد یاد ندهی تا کسی غذای بد درست نکند وغذایش را روی اجاق از یاد نبرد تابوی سوخته آن دیگرجان هیچ کس را نگیرد.

فکر کنم که به کوهها نمی رسیم.... .آری نمی رسیم مطمئن شدم که نمی رسیم.کوهها هم که جلو نمی آیند.آخر کوهها که خدا نیستند،کوهها فقط خانه ی روزانه من بودند.آری بودند.وای دوباره فرشته اومد جالبه از من و مامان داره عکس میگیره.اما عکس برای چی برای که؟یعنی کسی بعد از این ما را خواهد دید.یعنی کسی در آینده میگوید کودکی بیگناه با بویی ناآشنا ناخواسته مرده؟پس خدایا کسانی که عکس من ومامان را دیدند واز آشپز یا آشپزهای غذا علل پختن چنین غذایی را پرسیدند وحق ما را گرفتند دراین راه باهاشون باش.

7تیرسردشت

خالق محمدپوری

12/03/1390

http://www.sardasht90.mihanblog.com





طبقه بندی: 7تیر سردشت،  مقالات،  سردشت را بشناسیم،  مشکلات جامعه ما، 
تاریخ 1391/03/1 توسط خبرگزاری sardasht90

kqvz2lre6z8drpmugij9.jpg

خالق محمدپوری

من پدر پنج شهیددرروز7تیرسردشت هستم.به من گفته اند درسطح بین الملل کسانی وجود دارند که خود را حامی حقوق بشر در سطح بین الملل میدانند.گفتم برای ایشان نامه ای را با جوهرخون کودک بی گناه شهیدشده در روز7تیر سردشت بنویسم.

_به من گفته اند انسان به دلیل انسانیت وانسان بودنش حق وحقوقی داردكه به آن حقوق بشرگفته می شود.به من گفته اند حقوق بشر یعنی برادری وبرابری.یعنی دربرابر قانون مساوی بودن.ومن هم معتقدم حقوق بشریعنی به راحتی نفس كشیدن،بدون درد صحبت كردن وتوانایی مطالبه ی حق ضایع شده ی خود را داشتن. اما اینها را كه به من گفته؟ اینهارا شما حامیان بین المللی حقوق بشربه وسیله جعبه سیاه خانگی یا به قول خودتان تلویزیون هرروز در گوش من فرا میخوانید.

_اما نه،من میگویم اینگونه نیست.این قانون فقط نوشته ودرقالب گفته است.اما گفتن و گفتن که در ما را دوا نمی کند زیراما معتقدیم دوصد گفته چونیم كردارنیست.زیرامن درطول زندگیم حقوق بشررا اینگونه با دیدگان خوددیده ام ومتاسفانه بایدبگویم که حقوق بشریعنی،روزی ازروزهای خداروزی همانند روز7تیرسردشت،وقتی پدری چون من ازبیرون شهرازسركاربرگشته وواردشهرشده سردشت راهمانند میدان محشرببیند.روزهفت تیرراهمانند روزقیامت ببیند پس چه سخت است دیدن روز محشر در این دنیا.بایدبگویم حقوق بشر یعنی،وقتی غروب به عنوان پدرخانواده داخل درخانه شدی به جای استقبال گرم خانواده به جای لفظ شیرین خوش آمدید همسربه جای جمله ی قشنگ پدربرایم چی آوردیه فرزند،جسد5فرزندخودرادیده وبس.بدن تمام تاول زده ی نوزاد8ماه روی گهواره را ببینی وبس.من باید بگم حقوق بشر یعنی باخوردن هرلیوان آب چندبارسرفه كردن.یعنی شبها فقط دوساعت خوابیدن وشبانه به جای خواب شیرین تا سپیده دم به دیوارتكیه زدن وسرفه كردن. یعنی تاآخرین لحظه زندگی،فیلم تراژدی مرگ پنج عضویک خانواده دربعدا ظهر7تیری بابوی بدخردل را مرورکردن.یعنی هرروزهرطلوعی رابااشک غروب کردن.یعنی به جای هوای پاک سردشت گردصحرای بیگانه رااستنشاق کردن.باید بگویم حقوق بشر یعنی وقتی ظالمی به مظلومی ظلم کرد دیگر حق مظلوم گرفته نشود وموضوع را فراموش کردن.

آری دوستان، حقوق بشررا آنگونه برای من و شما بیان کرده اند ولی من آن را اینگونه بادیدگانه خودنظاره کرده ام.پس حامیان سازمان حقوق بشر بین الملل،من مصدوم شیمیایی 7تیرسردشت می گویم:یا قانون نوشته شده واعمال نشده ی خود را اینگونه که بیان نمودم اصلاح نمایید تا همه جهانیان همانند من بزیند ویا قانون خود را درقبال من هم به اجرا درآورید تا من هم همانند جهانیان زندگی کنم.واگر چنین نشودپس بدانید که در روز دیدار مجدد قاضی راخواهیم دیدکه قانونی را داراست که در مقابل آن قانون عرق برپیشانی قانون من و شما خواهد نشست.

http://sardasht90.mihanblog.com





طبقه بندی: 7تیر سردشت،  مقالات،  سردشت را بشناسیم، 

که لوی-سه رده شت 

sardasht90: جمعه 10 اردیبهشت 1391 خبرگزاری فارس اعلام نمود که: **حجت‌الاسلام والمسلمین سید سلمان ذاکر نماینده مردم ارومیه امروز در گفت و گو با خبرنگار فارس در ارومیه اظهار داشت: به دلیل بحرانی شدن وضعیت دریاچه ارومیه در طول چند سال اخیر 27 طرح مختلف در زمینه‌های متعدد توسط  کارشناسان تدوین شد که باید اجرایی شدن این پروژه‌ها با جدیت بیشتری توسط مسئولان و وکلای مردم پیگیری شود.

 وی تصریح کرد: بارورسازی ابرها، توسعه آبیاری قطره‌ای در اراضی کشاورزی مجاور دریاچه، انتقال آب از رودخانه مرزی سردشت و رودخانه ارس و .... از جمله راه‌کارهایی محسوب می‌شود که به تصویب مسئولان رسیده است.**

انتشار این خبر متاسفانه باز هم قاطعیت مسئولان بر انتقال آب رودخانه زاب به دریاچه ارومیه رانشان داد.گرچه جامعه فرهنگی سردشت از اولین لحظه انتشاراین خبر به طور کاملا واضع از این بابت ابراز نارضایتی نمودند وچه اینکه پیشنهادهای آقای دکتر کردوانی که فقط انتقال اب رودخانه زاب را مورد تاکیدقرارداد و نه رودخانه ارس،با مقاله ها و دلایل کاملا منطقی توسط قشر قلم به دست مردم سردشت پاسخ داده شد و توسط وب سایت شارونیوز منتشر گردیدند.اما جالب است تابه امروزغیراز مسئولان دولتی که تمامی این مشکلات را ایشان منجربه آن شدند هیچ کارشناس دیگری موافقت ننموده است.وتا به امروز متاسفانه تنها طرحی که به صورت جدی براجرایی شدن آن اصرار می ورزند انتقال رودخانه زاب سردشت بوده است و نه رودخانه ارس ویا دیگر طرح ها.همانگونه که در متن کپی شده اخبار خبرگزاری فارس در اول همین مبحث نیز دیده می شود باز هم اسم رودخانه زاب قبل از رودخانه ارس دیده می شود.خشک شدن دریاچه ارومیه به شرطی که باهمین روال ادامه یابد هم برای مردم ارومیه و تبریز و هم دیگر شهرستانهاو هرکس که صحبت از انسانیت و زیست دوستی بزند زجرآوراست.ومردم شهرستان سردشت نیز ازاین جمع مستثنا نسیتند اما مردم سردشت نیز درحال حاظر دارای مشکلات دیگری هستند وچند سالیست مرتبا جنگلها وطبیعت سردشت در معرض آتش سوزی قرار گرفته اند واین موضوع باعث اشفتگی مردم شده است.به واقعیت شنیدن انتقال آب رودخانه  زاب برای ایشان غیرقابل تحمل است.هرچندکه مسئولان سخن ازانتقال آب به صورت 6ماه می زنند اما تصوراین امربرای هیچ شهروند سردشتی و پیرانشهری و دیگر شهرها به واقعیت قابل هضم نیست.ما دراینجا قصد نداریم که برای این سخنان دلایل بیاوریم ولی بارها با انتشار مقالات چه درعکس العمل به این موضوع وچه در پاسخ به مصاحبه دکتر کردوانی دلایل کاملا منطقی برای غیرصلاح دانستن این مهم ارائه گردیده است.ودر سایتها نیز انتشار یافته است اما انقراض آرتیما،خشک شدن باغهای حوضه شهر(روستا)نلاس،هزینه بر بودن آن،عمل کردن برخلاف قانون بین المللی تصویب شده منع احداث سدبرروی رودخانه های بین المللی که جالب است از سال2012 تمامی کشورها منجربه عمل به قول خود هستند،انقراض جانوران دریایی رودخانه زاب همراه با آرتمیای دریاچه ارومیه،خشک شدن دریاچه دوکانان درکشور عراق،که بیگمان دولت مستقل اقلیم کردستان عراق نیزساکت نخواهد نشست،و مهمترازاین موارد مورد سوال قراردادن سد برقی کولسه-سردشت که این آن سد یک سدبرقی و لازم است هردم پراز آب باشد نه فقط6ماه که تا 4سال دیگرقول به بهره برداری رسیدن آن رسیده است.اینها فقط بشی از مشکلات طرح پیشنهادی مسئولان وهمینطور نماینده شهرستان ارومیه است.مسئولان توجه نمایندکه همانگونه که احداث چندین سدبدون برنامه ریزی وکارشناسی درمسیر ابهای ورودی به این دریاچه که که بارها سرکارخانم مهندس فاطمه مظفرنژاد تذکرداده اند ازنمونه های بارز بوجود آورنده این مشکل است مواظب باشندکه دیگر طرحها نیز درچند سال آینده باشکست مواجه نشوند.ما از چاله به چاه افتادن را صلاح نمیدانیم.





طبقه بندی: اخبار سردشت،  مشکلات جامعه ما، 

1391/01/28 - 12:22 

sardasht90:  رییس اداره حفاظت محیط زیست سردشت گفت: گونه جانوری سمندر كردستانی این شهرستان در خطر انقراض قرار دارد.

sardasht90: 

'كریم خضری'، روز یكشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: گونه كمیاب این سمندر، از تنوع زیستگاهی و پراكنش مطلوبی در سردشت برخوردار بوده و در مناطق مختلفی نظیر آبشار 'رزگه' در حد فاصل سردشت و منطقه 'آلان' مورد توجه اكوتوریست ها و گردشگران محلی و غیر بومی است.

وی اضافه كرد: خشكسالی های اخیر، آلودگی و استفاده بی رویه كشاورزان از آب رودخانه ها، ورود فاضلاب های خام روستایی به زیستگاه سمندر كردستانی باعث فرسایش خاك شده و حیات این گونه جانوری را به خطر انداخته است.

رییس اداره حفاظت محیط زیست سردشت گفت: چشمه های منطقه 'سنجوه' آلان، منطقه دره 'باسكد'، آبشار 'شلماش' و 'نیزه' در منطقه حفاظت شده جنگلی 'میرآباد' از زیستگاه های اصلی این گونه دوزیست جانوری است.

خضری با اشاره به ضرورت حفاظت از این گونه نادر جانوری افزود: توسعه و حفاظت از زیستگاه ها و انجام كار دقیق پژوهشی در حفظ این میراث طبیعی كشور نقش بسزایی دارد.

تنها سه گونه سمندر از خانواده سمندریان در ایران وجود دارد كه شامل گونه های سمندر آذربایجانی، سمندر لرستانی و سمندر كردستانی است.

در زمان حاضر سمندر كردستانی با زمینه سیاه و خال های زردرنگ، جزو گونه های در خطر انقراض و در فهرست سرخ گونه های در حال انقراض طبقه بندی می شود.

این جانور در جویبارهای كوهستان در ارتفاعات یك هزار و 300 تا یك هزار و 400 متری با پوشش گیاهی مناسب زیست كرده و در اوایل صبح یا شب در نزدیكی این جویبارها از آب خارج می شود.

زندگی خشكی برای این گونه جانوری ناشناخته است.





طبقه بندی: اخبار سردشت،  مشکلات جامعه ما، 

 

sardasht90: سردشت طی هفت ماه گذشته بیشترین بارندگی های استان را داشته است.

sardasht90: به گزارش خبرگزاری مهر، فرخ مطلبی با بیان اینکه از ابتدای مهرماه سال گذشته تا کنون متوسط بارندگی در آذربایجان غربی به 228.9 میلی متر رسیده است.وی افزود: طی این مدت بیشترین حجم نزولات آسمانی در شهرستان سردشت و کمترین میزان نیز در شهرستان سلماس بر زمین نشسته و این در حالی است که متاسفانه متوسط بلند مدت بارندگی در استان در دوره آماری متوسط در مجموع 56.5 میلی متر کاهش نشان می دهد.

قابل ذکر است که بارندگی های امسال سبب بالا آمدن سطح آب رودخانه (که لوی) سردشت شده است وهمچنین جلوه بسیار زیبایی را به آبشار شلماش سردشت داده است که همین مسئله منجربه جذب گردشگران زیادی در بهار امسال به سردشت شده است.





طبقه بندی: اخبار سردشت، 

 sardasht90: نخستین مدرک دکتری در رشته بیماریشناسی گیاهی توسط یک دانشجوی سردشتی بدست امد.

 sardasht90: نخستین دانشجوی دکتری دانشگاه تبریز در رشته بیماری‌شناسی گیاهی با دفاع از پایان‌نامه خود فارغ‌التحصیل شد.

به گزارش ایلنا محمد حاجی‌زاده با دفاع از پایان‌نامه خود با عنوان «ردیابی و بررسی تنوع ژنتیکی ویروئیدهای آلوده کننده مو از شمال‌غرب کشور و بررسی آلودگی‌های مخلوط آن‌ها با نپوویروس‌ها» با راهنمایی دکتر نعمت سخندان بشیر دانشیار دانشکده کشاورزی این دانشگاه موفق به اخذ مدرک دکتری شد.

وی بخشی از تحقیقات این رساله را تحت عنوان فرصت مطالعاتی در مرکز ویروس‌شناسی گیاهی CNR در کشور ایتالیا، واحد باری به انجام رسانده است.

از این رساله، تاکنون یک گزارش بیماری در مجله Journal of Plant Pathology، دو خلاصه مقاله در همایش‌های خارجی و یک مقاله تحت عنوان «Development and validation of a multiplex RT-PCR method for the simultaneousdetection of five grapevine viroids» در مجله معتبرJournal of VirologicalMethods به چاپ رسیده است.

وی در این پایان نامه حضور عوامل بیماری‌زای ویروئیدی و ویروسی برگ بادبزنی مو در تاکستان‌های شمال‌غرب کشور -استان‌های آذربایجان‌شرقی، آذربایجان‌غربی و اردبیل- را بررسی و آلودگی مخلوط بین ویروئیدهای آلوده کننده مو و همچنین بین ویروئیدهای عامل لکه زردی مو و ویروس برگ بادبزنی مو گزارش نموده است.

لازم به ذکر است حضور این عوامل بیماری‌زا از دلایل اصلی کاهش تولید انگور در تاکستان‌های شمالغرب کشور به شمار می‌آید که از مناطق مهم تولید این محصول در کشور است.

محمد حاجی‌زاده، متولد ۱۳۵۸ در شهرستان سردشت استان آذربایجان‌غربی بوده که دوره کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد خود را بترتیب در رشته گیاهپزشکی در دانشگاه ارومیه و رشته‌ بیماری‌شناسی گیاهی در دانشگاه تبریز طی کرده است.





طبقه بندی: اخبار سردشت،  سردشت را بشناسیم، 

 sardasht90:  محور سردشت به مهاباد در آذربایجان غربی مسدود شد. 
 
 sardasht90: به گزارش واحد مرکزخبر:محور جاده سردشت مهاباد در مورخ 11/1/1391 به دلیل ریزش کوه مسدود شد.
مسیر جایگزین برای تردد وسایل نقلیه به جای محور مسدود سردشت - مهاباد اعلام شد . 
رئیس پلیس راه آذربایجان غربی گفت : به سبب عملیات راه سازی ، کلیه مسافران و رانندگان اتوبوس ها و سواری ها می توانند از محور فرعی جاده روستای حمزه آباد برای رفت و آمد استفاده کنند. 
سرهنگ سعیدی افزود : تانکرهای سوخت و تریلی ها هم از محور پیرانشهر – سردشت برای تردد استفاده کنند. وی گفت: محور سردشت – مهاباد به مدت 20 روز مسدود خواهد بود.
 
 




طبقه بندی: اخبار سردشت،  مشکلات جامعه ما، 
تاریخ 1391/01/7 توسط خبرگزاری sardasht90

sardasht90:  امروز دوشنبه،مورخ 1391/1/7 تاكسی های مسیر سردشت- ربط در اقدامی هماهنگ در اعتراض به كم بودن كرایه تاكسی این مسیر دست به اعتراض دست.

sardasht90:  تاكسی های مسیر سردشت-ربط امروز دراعتراض به كم بودن كرایه این مسیراعتصاب نموده وسركار نرفتند.آنها درادامه اعتصاب خودجهت ابراز اعتراض خود راهی شهرداری شدندوصدای فریاد خودرا به گوش مسئولان رساندند.كرایه مسیر سردشت-ربط 700تومان بودكه چندروز بیش با هماهنگی شهرداری وفرمانداری به 800تومان افزایش یافت،اما پس ازچندروز این نرخ به 700تومان كاهش یافت كه همین مسئله منجربه اشتفتگی هایی بین مسافرین و راننده تاكسی هاشد.شایان ذكراست كه آنها چندی پیش نیز دراعتراض به تغییرجایگاه مسافربری یك روزاعتراض نمودند.اعتصاب تاكسی های ربط-سردشت منجر به اشتفتگی مسافران این مسیرشده بود و همین مسئله منجر به سوء استفاده های تاكسی های شخصی نیز شده بود ومسافران رابه قیمت دلخواه جابه جا می كردند.تا لحظه انتشار این خبر هنوز خبری از توافق نهایی این مسئله گزارش نشده است.





طبقه بندی: اخبار سردشت،  مشکلات جامعه ما، 
برچسب ها: تاكسی سردشت ربط، اعتصاب تاكسی های سردشت-ربط، اعتصاب تاكسی های رب-سردشت، اعتصاب در سردشت،  

نوروز-ربط 

sardasht90:

بازهم سالی نوبازهم استقبالی باشکوهتراز جشن نوروز،بازهم اثبات حقانیت احترام به تاریخ کوردی خودبرای مردم کردستان "روژهه لات" بازهم استقبال باشکوهترازسالهای قبل از مراسم جشن نوروز 2712 درشهر ربط توسط مردم کردستان.امسال نیز همانند سالهای قبل مراسم نوروز 2712 در شهر ربط بااستقبال بی سابقه مردم کردستان ومهمانان نوروزی پارسی زبان وآذری زبانهاهمراه بود.حضوربیش از 15000 نفری مردم خانمها درسمت راست میدان وآقایان درسمت دیگر دراین مراسم به طبع درنوع خود بی نظیروقابل توجه می باشد.این مراسم که ازساعت 14 روز سه شنبه ستارت شروع سال نورا با روشن نمودن آتش نوروزی ونماد پیامبرپندار،گفتار،کردار نیک آغاز به کارکرد طوریکه از ساعت 11 صبح بااستقبال مردم همراه بود.اما استقبال مردم خصوصاقشرجوان مردم سردشت درنوع خود بی نظیربود.امسال حضورمردم ازشهرستانهای سردشت،بانه،مهاباد،پیرانشهر،کامیاران،بوکان،سقز،ومهمانان نوروزی ازشهرهای فارس زبان وآذری زبان ومهمانانی که برای تعطیلات نوروزی از خارج کشور حضورداشتند این مراسم رابه طور چشمگیری باشکوهتر وپرجمعیت نمودند.درمراسم امسال که هنرمندانی چون خواننده وحیران بیژ"دلنیا مهابادی" ماموستای شعروادب خطه کردستان زمین ازشهر بوکان "ماموستا آسو"هنرمند خوش آواز چهره تکرای مراسم برای دوسال پیاپی ازشهربوکان استاد"حسن ضیافتی" نوازندگان خوش پنجه مهابادی وحضور هنرمندان کامیارانی و دوبرادرخواننده ربطی عزیزوعثمان ربطی درمراسم تنوع بسیاری را به برگزاری مراسم نوروز2712 داده بود،طوریکه ازچندیدن شهر شاهد حضور هنرمندان به عنوان نماینده آنهادر مراسم بودیم.حضور دلنیا مهابادی روی سن با پوشش منحصربفرد وپوشش کردی مایه ی تعجب والبته افتخارحضار گشت که تشویق قابل توجه حضاررابه همراه داشت.ماموستا آسو باحضورخود درجمع به دلیل به تفکرواداشتن فرد به هنگام شنیدن اشعارایشان برای دقائقی سکوت رابر جو مراسم حاکم وهمه رابه فکرکردن درمورد اشعارپرمعنای خودواداشت.حسن ضیافتی نیزباحضور مجددخود درمراسم شوروشوقی را به مردم تزریق نمود.وحضورهنرمندان کامیارانی نیز باکارهای خود سبب یادآوری مجدد دوهنرمندبزرگ وفراموش نشدنی کردستان ماموستایان"حسن زیرک"و"محمد مامله" شد.والبته که اوج شادی وشروع بخش پرطرفدار مراسم"هه لپه رکه- رقص کردی" نیز باهنرنمایی عثمان وعزیز ربطی شروع شد.اما نوازندگان مهابادی نیز دراین روز هنرخود را به نحواحسن به نمایش گذاشتند.وگروه های سرودوحضور افراد کم سن وسال نیز تنوعی را به مراسم امسال افزوده بود.این مراسم که دو مجری یک مجری خانم ویک مجری آقا داشت اجرای مجری خانم قابل تحسین واجرای مجری آقا بسی جای تاسف داشت.که دربرهه ای باسخنان نه چندان مربوط به مراسم خود"به صورت من درآوردی"باعث تفرقه میان حضارمی شد اماحضار آنرانادیده گرفتند.امسال نیز گروههای"هه لپه رکه" کارهای خودرا دربین جمع بهنمایش گذاشتند بااین تفاوت که امسال دراین گروهها خانمها نیز مشارکت داشتند.پوشش کردی خانمها وآقایان حاضردر مراسم نیزیادآور پایبند بودن مردم کردستان به فرهنگ دیرینه خودبود.البته قابل ذکراست که مراسمی باچنین آرامش خاص وبدون مشاهده ترقه بازی آنچنانی وبی نظمی بدون حضور حتی یک نفراز ارگانهای دولتی به واقعیت نشانگروجود نظم و فرهنگ بالای کردستان می باشد که از عمده ترین دلیل مهیاشدن شرایط برای حضورمهمانان غیرکرد نیز می باشد..البته که می توان گفت که چنین ارامش ونظم خاص وعدم وجود هیچگونه بی نظمی ازمهمترین دلیل حضورخانوادگی هرساله مردم دراین می باشد.اما به واقعیت بایدبدانیم که برنامه ریزی واجرای چنین مراسم باشکوهی ومراسمی دارای مشارکت چندین هزارنفری نیازمندهمت وتلاش فراوان می باشد.که ازهمین جا،جادارد تلاش خستگی ناپذیر هیئت برگزارکننده"هیئت جوانان شهر ربط"را خصوصا مدیریت آقای هیوافیروزی را تحسین گفت که باچنین کارفرهنگی وعامه پسند باتلاش خود منجربه دلخوشی مردم می شوند.ازحاشیه های مراسم نیز می توان به ترافیک بعداز مراسم اشاره نمود که البته قابل پیش بینی بودوبا برنامه ریزی وتخصیص افرادی جهت راهنمایی از سوی برگزارکنندگان جهت کاهش ترافیک با راهنمایی خود تاحدی کنترل شد.طوری که حضورماموران راهنمایی ورانندگی رانیزنطلبید.

sardasht90: واقعا اجرای چنین مراسم ویامراسماتی چه سودی می تواند داشته باشد؟آیا جنب و جوش دراین مراسمات سبب تخلیه انرژی جوانان خصوصانوجوانان می شود؟آیا همین مسئله سبب کمترشدن بزهکاری ها درجامعه نمی شود؟بدون شک جواب این سوال مثبت است.اما آیافقط یک مراسم درطول یک سال کافی است؟بدون شک جواب این سوال منفی است.سازمانهای غیردولتی،NGOها(منظور NGOهایی که آزادانه بتوانندعمل کنندو قدرت ارسال رسالت رادارا باشند)،انجمن سبز،انجمن ادبی هرشهر باهمکاری فرهنگ و ارشاد میتوانند سالانه چندمراسمی راکه منجربه تخلیه کردن انرژی وشادابی جامعه وآرامش ذهنی مردم می شود برگزار کنندکه بدون شک هزینه های ناچیز چنین مراسماتی بسیار کمترازهزینه های بزهکاریهای فاحش امروزی می باشد.درنهایت وبلاگ SARDASHT90 سال 2712 رابه همه خصوصا کاربران خود تبریک میگویدوبا آرزوی سالی نو امیدواریم که بتوانیم تغییراتی پسندیده درخودودرهرجایی که لازم باشد به وجود اوریم.باردیگر ازتمامی زحمتکشان اجرای مراسم نوروز 2712 شهر ربط" جیژنی نه وروزی سالی 2712 کوردی_شاری ره به ت" تشکر میکنیم ودست خستگی ناپذیر آنان را می فشاریم.

درزیر چند تصاویر رااز مراسم برای شما به نمایش میگذاریم:

                          

نوروز2712-ربط

                           

نوروز2712-ربط

  

نوروز2712

 

   

 

 

 

 

 

 

undefined

 

 

 

 

 

 

 

 

undefined

 

 

 

 

 

 

 

 

undefined

 

 

 

 

 

 

 

 

 

undefined

 

 

 

 

 

 

 

 

undefined

 

 

 

 

 

 

 

undefined

undefined

WWW.SARDASHT90.MIHANBLOG.COM





طبقه بندی: اخبار سردشت،  سردشت را بشناسیم،  برپایی مراسم جشن نوروز در شهر ربط - سردشت، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:12)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ