تبلیغات
شهرستان سردشت.-.-.سردشت90 - پیام sardasht90 به مناسبت فرارسیدن عید قربان
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

شهرستان سردشت.-.-.سردشت90
 
اخبارسردشت،تصاویرسردشت،مشکلات سردشت،کورد،زبان کردی

به وبلاگ من خوش آمدید
 

 

sardasht90 :sardasht90  نیزبه نوبه خود عید سعید قربان را به همه مسلمانان جهان ومردم كردستان وهمراهانsardasht90وبه خصوص همكاران این وبلاگ كه اخبارشهرستان را بدون وقفه برای ما ایمیل میكنند تبریك و تهنیت عرض می نماید.و اروزمندیم كه روزی را بمعنای واقعی روز جشن و عید و خوشی داشته باشید.و روز ازته دل دیگران دراوردن وخالی كردن ته دل خود نسبت به دیگرن از غم و گلایه باشد.پس این ایام فرخنده به كامتان باد.

آری عیدی امدورفت و عیدی امده كه می رود و عیدهایی را پیش رو داریم كه آنها هم خواهند رفت.اما انچه كه ازمنظرما مهم تلقی می شوداینست كه فلسفه وجودی این اعیاد درچیست؟خوب ما معتقدیم كه ازهرنكته موجود دراین گیتی باید پندی راآموخت.از اعمال بزرگ دل،ابراهیم(ع)باید پندی را اموخت.اما به واقعیت ماازاین اعیاد چه بهره ای را میبریم؟؟چه چیز را می آموزیم؟خوب لابد حلال كردن و خوشی و با هم گپ زدن و ... كه همگی به جای خود درست و به فال نیك. اما چه بهتر كه به نحوه فرار رسیدن این اعیاد نیز توجه ای داشته باشیم.این كه چه موقع بایدروز عید اعلام شود والبته به دستورچه كسی،اینهم جای سوال دارد؟؟توجه كنید كه حاجیان مشرف به كعبه چه روزی روزعید قربان راجشن و ماچه روزی راجشن میگریم؟!؟مضحكانه است و البته تاسف بار.بیایید راحتتر بگوییم و بیشتر به این وضع بخندیم(بگرییم).مثال:تصور كنید كه شما به عروسی برادر یا اقوام درجه یك خودبرای عصرروز پنجشنبه دعوت شده اید وهمه خویشاوندان دراین زمان در مراسم عروسی حضورمی یابند وباخوشی مراسم راجشن می گیرندو می خندند و همه چیز به خوبی تمام می شودوسپس شب هنگام همه به خانه خود باز می گردند.امادر عوض شما به جای روز پنج شنبه ،روز جمعه به محل مراسم رسیده باشید درحالی كه یقیننا می دانستید كه روزعروسی روز پنج شنبه است و دلیلی هم برای این تاخیر نداشته باشیدواقعا باید این آدم راچه نامید؟!؟اصلاوقتی كه كسی دراین عروسی نمانده رفتن او به چه دلیل؟اری دوستان عیدهای مذهبی ما نیز در برابر مسلمانان جهان به همین شیوه هستند؟!؟یكی امروز كی فردا!پس دلیل خنده آوردانستن والبته تاسف خوردن برای عیدهای مامشاهده اینچنین وضعیتی است.جالب است وقتی كه برای ادای همین نمازعید در مساجدحضور می یابیم اولین كلمه ای را كه ماموستاهای مساجد به مردم گوشزد میكنند كلمه*اتحاد*است؟اتحاد؟؟؟ اما ایا می شود یكی كلمه اتحاد را به معنای درك شده آن برای ما توضیح دهد؟ اصلا اتحاد را از چه چیزی یاد بگیریم؟از چه كسی یاد بگیریم؟وكجا ان را مشاهده كنیم تا ان را یاد بگیریم؟از اینكه دریكی از شهرهاعیداست دردیگری نه،از اینكه در یكی ازروستاهای شهرمان عیداست دردیگری خیر؟از اینكه در محله ای از شهرماعیداست ولی در محله انطرف تر اینچنین نیست؟آری این به منزله مرگ خاموش جمله*دوصد گفته چو نیم كردار نیست*می باشد.چون هر چه كه از بزرگانمان و ماموستاهای شهرمان می شنویم چیزیست و متاقبلا هرآنچه كه ازاعمال ایشان یاد می گیریم چیز دیگری؟پس چه بد تناقضی.طوری شده كه بایدبگوییم كه حكم مرگ ضرب المثل زیبای كردی*گه‌ر برا له‌لای برا بێت مه‌گه‌ر قه‌زا له‌ لای خودابێت* امضا شده است. پس بزرگان وماموستاهای عزیز هم بدانند كه تا مردم با دیدگان خود عملا اتحاد را در بین آنها و همینطور بین آنها ومردم نبینند بدانند كه نه این حرفها یا شاید بهتر باشد كه بگوییم نه این شعارها ونه هیچ شعارهای دیگر را از آنها به معنای واقعی دریافت نمیكند.چون هر
آنچه كه آنها میگویندبا هرآنچه كه عملا مردم از آنها می بینند تفاوتهای بسیاری مشاهده می شود،توانیی نداشتن در تصمیم گیری برای تعیین یك روز مشخص واقعا چیزكمی نیست.درحالیكه همانطور كه می دانندروز 30ام هرماه چه روزیست این روزهای اعیاد نیز مشخص است. هنوز هم برای من درك نشده كه واقعا آنهاپیروواقعی چه كسی هستند؟البته *به صورت واقعی*.اگر مثال فردی به نام محمد ابن عبدالله(ص)رامی آورند
(كه تا به امروز،چه دانشمندان مسلمان وچه یهودیان و چه مسیحیان اعمال وكردار ایشان را غیرمتعصبانه دانسته اند وقبول داشته اند،صرف نظر از بحث مذهبی)ما كه اینچنین مشاهده نمی نماییم زیرا ایشان اهل عمل بودند،برای مثل همان مبحث "دادن خرما به بچه مریض" كه زیاد شنیدیم.واقعا ماباچه رویی خودرا پیروایشان می دانیم؟حداقل اینكه بااعمال خوددیگران رازشت جلوه ندهیم.پس این كلاه برسرخود گذاشتن و این خود رامسخره كردن تا كی؟؟ واقعا تا كی ؟؟؟امروزه مردم از گوش دادن و شنیدن خسته شدند كه به واقعیت هم حق دارند؟ امروز به راستی روزعمل است؟مردم امروزی گاه شده اند؟چه اروپاییان و چه اعراب وچه كردستان وهر قومی ... . كه نمونه زنده را می توان همین بحث بهارعربی ومقابله با نظام سرمایه داری و مخالفت مردم سوریه و ... دانست.

پس به امید روزی كه در ظاهرو باطن به یك شكل باشیم.به امید روزی كه خودمان خودمان باشیم و وآنچه كه هستیم همان باشیم.شاید جای گفتن این صحبت ها درپیام تبریك زیبا نباشد،اما ما فرصت را مغتنم شمردیم و كمی خودمانی حرف زدیم.البته در این بین قصد ما بی احترامی به هیچ قشری نبوده نه به ماموستاهای عزیزمان. ولی گاهی اوقات می بایست انچه راكه باید گفت،گفت و پشت سر حرف زدن را كنار گذاریم.خوشا به حال انانكه كم زیستندوبا عزت زیدندو البته باعزت رفتند.

 

                                                                         15/08/1390:sardasht90





طبقه بندی: اخبار سردشت،  مشکلات جامعه ما، 
برچسب ها: عید قربان، عید، جشن قربان، جیژنی قوربان،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ