تبلیغات
شهرستان سردشت.-.-.سردشت90 - هفت تیر سردشت،فراتراز یك جنایت
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

شهرستان سردشت.-.-.سردشت90
 
اخبارسردشت،تصاویرسردشت،مشکلات سردشت،کورد،زبان کردی

به وبلاگ من خوش آمدید
 
تاریخ 1390/03/27 توسط خبرگزاری sardasht90
 

هفت تیر سردشت،فراتر از یك جنایت

در استانه هفت تیر هستیم، روزی تاریخی و متفاوت از دیگر روزهای سال برای مردم سردشت، یادآوری این روز بر مردم این شهر لازم و مبرهن است و در یادآوری آن شکی نیست، این الزام را تا اکنون کسی به درستی بیان نکرده است و یا شاید به خوبی درک نشده است، عده ای معتقدند، در این روز چون مردم بی دفاع یک شهر مورد آماج عملیات نظامی ددمنشانه حزب بعث قرار گرفته اند باید با هر شیوه و ابزاری ولو تبیلغاتی آن را زنده نگه داشت، دلیلش را به خوبی بیان نکرده اند، می گویند این جنایت باید محکوم شود و با هر شیوه ای سالگردش برگزار گردد، که شاید از این طریق فضای التیام بخش برای روح مصدومین و بازماندگان قربانیان این جنایت فراهم گردد و از سوی با برگزاری یادبود، این عمل غیر انسانی محکوم می گردد تا باشد از این به بعد شاهد این گونه جنایت ها نباشیم و همچنین حقوق تضییع شده قربانیان استیناف گردد، اما عده ای این قضیه را عمیقتر می نگرند و اعتقاد دارند این فاجعه نمی تواند معدود به یک رویکرد تبلیغاتی و صرفاً روایتی باشد، بلکه ...... 

  برای دیدن ادامه متن ادامه مطلب راكلیك كنید

 

بلکه شاکله نگرش به این فاجعه ضد انسانی باید بر اساس رویکردی علمی باشد، این عده که در طیف نخبه گان قرار می گیرند، اعتقاد دارند امکان بررسی و واکاوی جنایت 7 تیر از دریچه حوزه های گوناگون علمی، مانند رویکرد جامعه شناختی، روانکاوانه، فلسفی، ادبی، هنری، حقوقی و سیاسی وجود دارد، این طیف معتقدند یکی از دلایل در حاشیه ماندن این موضوع و حتی لوس شدن آن، رویکرد غالب و پوپولیستی همچون رویکردی سنتی به فاجعه است، می گویند این نوع رویکرد ما را از درک عمیق این فاجعه دور می گرداند و برداشتی ناقص و ناقض از آن متصور می گردد و صرفاً گستره دید ما را معطوف به زوایایی سطحی و ناچیز، یعنی نگرش تبلیغاتی و روایتی از آن می گرداند، نگرشی که تا اکنون متاسفانه بصورت رویکردی سنتی و البته غیر علمی همراه ما بوده است، شاید بهتر باشد از این دریچه به این موضوع نگریسته شود که اساساً ما از این واقعه چه می خواهیم استنتاج نماییم ؟ و نتایج حاصله از آن چیست ؟ و ماحصل آن چه خواهد بود ؟، اگر صرفاً بررسی این فاجعه از این دیدگاه که در مقطعی از تاریخ و در اثنای یک جنگ ویرانگر، شهری بی دفاع همچون سردشت مورد حمله نظامی قرار گرفته است، شاید در این دیدگاه هیچ تمایز و تفاوتی نهفته نباشد و صرفاً یادآوری خاطرات تلخ گذشته برای قربانیان وجود داشته باشد، اما از منظری دیگر و در ابعاد وسیعتر عده ای معتقدند می توان از محتوای 7 تیر، بعنوان مستمسکی جهت احقاق حقوق یک مجموعه انسانی بهره برد و حتی آن را تا سطح بحث گفتمان هویتی ملت کورد ارتقاء داد و به گونه ای ترسیم ارتباط این جنایت با جنایت های مشابه همچون حلبچه، انفال، زرده کرمانشاه ، و ترسیم کروکی ژینو ساید سیستماتیک از جانب بحثیسم و در صدد ریشه یابی رابطه مفهومی و معنایی این دست از جنایت ها فراتر از تاکتیک شاخه نظامی حزب هستند، یعنی می پندارند یک جریان شووینستی نه صرفاً در آن مقطع زمانی و مکانی، بلکه در طول تاریخ رشد و نمو خود در صدد نابودی " دیگری " با استفاده از ابزارهای امحاء بشری ولو اگر منتهی به نابودی یک نسل شود بوده است .  معتقدند این ایدئولوژی در صدد تثبیت و گسترش یک گفتمان هویت محور - فاشیستی بوده است و از ابعادی دیگر امحاء " دیگری " که همیشه درصدد تدوین  یک گفتمان هویتی مستقل بوده است .

برداشت حاکمیت از این قضیه متفاوت است و اساساً رویکرد حاکمیت از آن به نحوی مخدوش کردن مجدد مرز " دیگری " و ذوب آن در " خود " است، این نوع نگرش و رویکرد در مقابل نگرش نخبه گرا و بعضاً توده ای هویت محور ملت کورد قرار می گیرد، این نوع رویکرد از قضیه، شکاف و تناقضاتی آشکار می آفریند که نمونه بارز آن را می توان به حضور مردم در مراسم سالگرد 7 تیر اشاره کرد که در آن توده های مردم به مانند ناظری منفعل صرفاً نظارگر برگزاری آن از سوی " دیگری " هستند. سال گذشته ( 89 ) با وجود تبلیغات گسترده، شاهد استقبال سرد مردم سردشت از این روز بودیم، اما در مقابل بصورت خودجوش و با ستایلی متفاوت از فرم و جریان رسمی، مردم همچون سالهای گذشته در حاشیه حضور خود را حفظ کردند .

از سوی دیگر تقلیل این رویداد در سطح تبلیغات سیاسی و همچنین احقاق حقوق فردی محدودی از قربانیان این فاجعه، به گونه ای برداشت و ذهنت تقلیل گرایانه از این جنایت ضد انسانی بر ذهن مخاطب القاء می گردد، که این خود به مرور در طول دوره ها به سطح مطالبات شخصی و گروهی تنزل و تقلیل می یابد و فرسخ ها از ماهیت وجودی آن یعنی گفتمان هویت محور دور می گردد و به نحوی از خود بیگانگی برای مجموعه قربانیان آن به ارمغان می آورد .

دیگر موضوع که می توان به آن اشاره کرد ارتقاء 7 تیر از سطح یک رویداد به سطح یک فاجعه ضد بشری و انعکاس آن در سطح جهانی با استفاده از ابزارهای متنوع و مدرن موجود است، رسانه ها در این نوع رهیافت می توانند نقطه ثقل باشند، اکنون هویت سازان از رسانه به خصوص از فضای مجازی به خوبی استفاده می کنند، دهه های گذشته دسترسی به ابزارهای رسانه محدود به قدرت حاکمیت های سیاسی بود، اما اکنون این قدرت تحول گر با ساده ترین شیوه ها در دسترس یک نوجوان تا پیرمرد 100 ساله قرار دارد، ملت کورد هم از این جریان تکنولوژی بیگانه نیست، اگر از رویکرد تقلیل گرایانه و محلی این فاجعه فراتر رویم و به رویکردی جهانی و هویت ساز بیندیشیم، مطمئناً باید حضوری چشم گیر در سطح رسانه داشت، این مهم می تواند در سطح فردی و البته نهادها و جریانات گسترده ملی دنبال شود، مشابه این بهره برداری رسانه ای از این دست جنایت ها را می توان به وفور در سطح جهانی مشاهده نمود و نتایج حاصله از آن را در شکل گیری و قدرت گیری گفتمانهای هویت محور نظارگر بود .

موارد اشاره شده فوق، در سطح نخبه و صاحب نظرین کورد تحقق می یابد، واکاوی موشکافانه و ریشه ای جنایت سیستماتیک بعثیزم که پایه های سترگ خود را بر اساس دال های مرکزی دیگر ستیزی بنبان نهاده است، از نقطه حرکت گفتمان هویت محور و از جانب روشنفکران کورد امکان پذیر است، سمپاتیزان های بعثیزم، جنایت های سیستماتیک خود را در سطح جامعه جهانی و بالخص جامعه عربی – اسلامی با مبنا قرار دادن ماهیت جوهری و وجودی اندیشه بعثیزم توجیه پذیر می نمودند، حال بحث اینجاست که بعثیزم و روشنفکران ساخته این ایدئولوژی چگونه است با توسل به دال های جوهری و ماهیتی شنیعی از این دست توانسته اند گفتمان هویتی در این سطح تدوین نمایند، اما روشنفکرین ما با وجود جنایت های به این واضحی تا اکنون از تدوین گفتمان هویت ساز خود عاجز بوده اند ولو در سطح احقاق حقوق مادی و معنوی قربانیان این جنایت .

فارغ از رویکرد ناکارآمد روشنفکران کورد به این قضیه در سطح فرامحلی، متاسفانه حتی در سطح محلی هم این فجایع مورد بی اهمیتی قرا گرفته است، در سطح سردشت هم چند سالی است این روز به دلایلی مورد بی تفاوتی مردم قرار گرفته است، در این نوشتار درصدد ریشه یابی و آسیب شناسی این قضیه نیستم، بلکه صرفاً یادآور می شوم که هر اقدامی در هر سطحی الزاماً باید از مردم سردشت شروع گردد، یعنی از قربانیان این فاجعه، زمانی که این روز از سوی مردم بایکوت و حتی مورد بی مهری قرار می گیرد، مطمئناً اثرات زیان باری به بار خواهد آورد و یقیناً به مرور زمان این فاجعه به فراموشی سپرده خواهد شد، در این روز حداقل باید مردم شهر با تعطیل نمودن محل کسب و کار خود با حضوری پرشکوه این روز را یادآور گردند و با برگزاری مراسمات متعدد و متنوع عمق این فاجعه را گوشزد نمایند، امسال هم پیشنهاد می گردد با فراخوان انجمن ها، فعالین مدنی و فرهنگی و دیگر اقشار جامعه، مردم دعوت به شرکت در این روز گردند .     

 نویسنده:دلشاد صالحزاده ( ئاژوان )

 

منبع:www.sharonews.com





طبقه بندی: 7تیر سردشت،  سردشت را بشناسیم،  مقالات، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ